ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
292
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
شب تار پديد آيد كه هيچ قيام كننده اى ياراى مقاومت با آنها را نداشته و هيچ پرچمدارى تاب برگرداندن آن را نداشته باشد . آن فتنه بر شما وارد شود مانند سواره چابكى كه مركب خود را دهنه زده و زين بر نهاده و مىتازد . و رانندهء تيز آن را ( از قفا ) تند مىراند . پديد آورندگان آن فتنه ها كسانى باشند پر آزار ، كم تاراج ( مردم را مىكشند و مال به يغما نمىبرند ) و با آنها در راه خدا مىجنگند گروهى كه گردنكشان زمين آنها را خوار و ناشناس مىشمارند و در آسمانها به بزرگوارى معروف و شناخته شدهاند . پس در اين هنگام واى بر تو اى بصره كه مردمت از سپاهيان خشم و عقوبت خداوند كه آنان را گرد و غبار و صداى پا و سلاحى نيست ، چه ها خواهند كشيد . به زودى ساكنانت به مرگ سرخ و گرسنگى گرد آلود كننده گرفتار شوند ( مردم از شدّت و با از پاى در آيند و گرسنگى زياد دنيا را در نظرشان تار و گرد آلود جلوه دهد ) . و در حالات شهر بصره و مردن اهل آن به طاعون و جز آن ، حوادثى نوشتهاند چنان كه در داستانهاى مردم شهر بصره شهرت دارد . اين خبر دادن دليل بر آن است كه آن بزرگوار بر امورى مطلع بوده كه هنوز وجود خارجى پيدا نكرده بود . حكم چهارم : گفتار امام عليه السلام : و اگر بدانيد از نهانيها آنچه را كه من مىدانم و بر شما آشكار نيست البتّه از خانه هاى خود بيرون شده و به سوى خاكها ( و بيابانها ) مىرفتيد و بر كردارهاى زشت